تبليغاتX
مریم پاییزی
روزها گر رفت گو رو باک نیست تو بمان ای آنکه چون تو پاک نیست

سلام

تقریبا یه ماهی میشه که آپ نکردم . تازه شاید این آخرین آپم باشه . ایشاالله بعد از اینکه کنکورمو دادم آپ میشم . فقط تو رو خدا واسم دعا کنید.

یه شعر خیلی خوشکل واستون می نویسم:

فصل دلشوره های گاه و بی گاه

فصل صد حسرت

دریغ ...

 آه...

فصل زرد رو به قرمز

 شعرهای با تو حتما

   بی تو هرگز

فصل بارانهای نم نم

 فصل تو

 فصل دلتنگی های مریم

خداحافظ




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 12:27 توسط ..:: مریم ::..

سلام

قرار نبود حالا حالاها آ پ بشم ولی اومدم بگم که :

خیلی خوشحالم ...

همین !!!




لينك ثابت نوشته شده در جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 20:46 توسط ..:: مریم ::..

چقدر زود گذشت ...

کمکم باید خودمونو برای سال تحصیلی آماده کنیم . من از این به بعد ایشاالله ماهی یه بار آپ میشم. تازه اگه بتونم . دیگه می خوام بچسبم به درس اگه نتونستم بیام باید منو ببخشید .

فقط تو رو خدا واسم دعا کنید به هدفی که دارم برسم ایشاالله تابستون سال آینده که کنکورمو دادم دوباره میام پیشتون

با نزدیک شدن پاییز دلتنگی های منم بیشتر میشه . من عاشق پاییزم .به نظر من فصل پاییز با خودش یه سری دلتنگی میاره .

مخصوصا غروبای جمعش که من خیلی دلم می گیره . ولی بااین وجود زیباترین فصله .

یه شعرم از پاییز براتون می ذارم که خیلی زیباست :

زرد است که لبریز حقایق شده است

تلخ است که با درد موافق شده است

شاعر نشدی وگرنه می فهمیدی

پاییز بهاری است که عاشق شده است

راستی ماه رمضون هم نزدیکه از همتون التماس دعا دارم.

بای




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه هجدهم شهریور 1386ساعت 22:46 توسط ..:: مریم ::..

باز هم سلام
اول از همه میلاد حضرت مهدی را به شما تبریک میگم.
جاتون خالی دیشب داییم اومد دنبالمو با زنداییم و دانیالمون ( www.golpesar85.blogfa.com) رفتیم بیرون . نمی دونید خیابونا چه خبر بود . حسابی خوش گذشت .
ولی دیشب حالم خیلی گرفته بود خیلی ....
می خواستم گریه کنم اما یه جایی که کسی اشکامو نبینه .
ولی خدا رو شکر امروز خیلی بهترم .
من دیشب خیلی براتون دعا کردم ...
تو رو خدا شما هم واسه من دعا کنید....
آخ آخ دیر شد وقت اذانه برم نمازمو بخونم
بای



لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 12:12 توسط ..:: مریم ::..

شعری رو که خیلی دوست دارم براتون می نویسم ( هر وقت دلم بگیره با خودم زمزمه می کنم )

امشب در سر شوری دارم امشب در دل نوری دارم
باز امشب در اوج آسمانم رازی باشد با ستارگانم
امشب یک سر شوق و شورم از این عالم گویی دورم

از شادی پر گیرم برسم به فلک سرود هستی خوانم در بر حور و ملک
در آسمان ها غوغا فکنم سبو بریزم ساغر شکنم
امشب یک سر شوق و شورم از این عالم گویی دورم

با ماه و پروین سخنی گویم وز روی مه خود اثری جویم
جان یابم زین شب ها جان یابم زین شب ها

ماه و زهره را به طرب آرم از خود بی خبرم ز شعف دارم
نغمه ای بر لب ها نغمه ای بر لب ها
امشب یک سر شوق و شورم از این عالم گویی دورم

امشب در شوری دارم امشب در دل نوری دارم
باز امشب در واج آسمانم رازی باشد با ستارگانم
امشب یک سر شوق و شورم از این عالم گویی دورم.

با تمام وجود تقدیم به ....

 

 

 

 



 




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 11:57 توسط ..:: مریم ::..

سلام
چقدر تابستون زود میگذره . دو ماه گذشت ....
داداشم دیروز بهم می گفت تو این یه ماه آخر باید خیلی خوب درس بخونم .

منم اگه خدا بخواد می خوام شروع کنم .
درسته یه مقداری از درسام مثل فیزیک 1 و حسابانو تو تیر ماه خوندم. مردادم که کلاس داشتیم .
حالا دیگه باید شروع کنم.
ازتون می خوام برام دعا کنید. شاید تا یه مدت دیگه آپ نشم ولی خوب حتما به وبم سر می زنم .
گاهی که دلم بگیره میام می نویسم.
راستی داداشم که می گفتم رشته برق می خونه فوق لیسانس دانشگاه تهران قبول شده . نمی دونید چقدر خوشحال شدم .

فعلا ....



لينك ثابت نوشته شده در شنبه سوم شهریور 1386ساعت 11:21 توسط ..:: مریم ::..

انگار همین دیروز بود وقتی با چهره خندان و دوست داشتنی به دیدارمان آمده بود . مردی با آن درجه علمی و فقاهت وقتی میون بچه ها آمد . ماهیچ احساس غریبی نکردیم .

اکنون سالها از آن روزهای به یاد ماندنی می گذرد و ما از خاکسپاری این بزرگ مرد بر می گردیم. یاد وخاطره مرحوم آیت الله بهجتی (ره) امام جمعه فقید شهرمان گرامی باد.

اینم یه عکس یادگاری بازمانده از دوران مهد کودک من. نفر دوم از سمت چپ

ياد باد آن روزگاران ياد باد

حضرت آیت الله خامنه ای درگذشت حجت الاسلام بهجتی را تسلیت گفتند

    پیام تسلیت سید محمد خاتمی

 




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت 23:8 توسط ..:: مریم ::..

دوباره سلام
اولا خوشحالم از اینکه امروز روز من بود . روز جهانی چپ دست ها
دوما :
بهتون نگفته بودم قرار بود بریم مشهد نمی دونید چقدر خوشحال بودم . هنوز یه ساعتی نرفته بودیم که خاله اینام تصادف کردند .
اون لحظه رو هیچ وقت فراموش نمی کنم . خیلی شوکه شده بودم . از ماشین که بیرونشون آوردیم خیالم راحت شد.
ولی هنوزه که هنوزه این صحنه جلوی چشمه.
ولی خوب به خیر گذشت . خدایا شکرت . ممنونم

ایشااللله هفته دیگه دوباره میریم . اگه امام رضا ما رو بطلبه .



لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 18:51 توسط ..:: مریم ::..

لحظه هایم را دوست دارم لحظه های تنهایی ام را لحظه های بی تو بودن هایم را

آری...

بی تو بودن ها را از با تو بودن ها بیشتر دوست دارم.

لحظه های به تو اندیشیدن را از با تو بودن ها بیشتر دوست دارم.

چشم انتظار بودن ها را بی قراری هایم را دوست دارم.

به کنجی نشستن هایم را بی بهانه اشک ریختن هایم را

سکوت بی فریادم را آری دوست دارم.

بی تو بودن ها برایم زیباست

به خاطر تمام لحظه های خوبش...

لحظه های تنهایی لحظه های بارانی لحظه های سکوت و لحظه های غم انگیز

آری! من غم انگیزی لحظه هایم را نیز دوست دارم.




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 1:8 توسط ..:: مریم ::..

چه فایده اگر من قشنگ ترین شعرهای عالم را بسرایم و تو با حجب و حیای همیشگی خود فقط بگویی قشنگ است

وقتی که چشم های تو قشنگ تر از شعرهای من است و من هیچ گاه نتوانستم چشم در چشم تو بدوزم و بگویم

دوستت دارم .

 




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 1:2 توسط ..:: مریم ::..

دوباره سلام
هی می خوام آپ نشم می بینم نمیشه . آخه حیفم اومد ازش بگذرم .
امروز نتیجه های کنکورو اعلام کردند . باورم نمیشه دختر عمم که قبلا هم دربارش گفته بودم رتبش 173 شده . رشتشم انسانی بوده .

امروز که از کلاس برگشتم مامانم بهم گفت نمیدونید چقدر خوشحال شدم. انگار که رتبه خودم بودش. بعدم بهش یه زنگ زدمو تبریک گفتم . خودش می گفت باورش نمیشه .
کاشکی منم یکم اراده ی مریمو داشتم. اون وقت حتما مثل اون موفق می شدم.
ماشاالله از همه لحاظ دختر خوبیه . خیلی گله .
مریم خانم آماده باش که داریم میایم شیرینی بخوریم.

مریمی خودم بهت تبریک میگم .
حالا از این حرفا گذشته شما واسه منم دعا کنید . تو رو خدا .من ارادشو کردم . فقط خدایا کمکم کن.



لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 19:8 توسط ..:: مریم ::..

سلام
بازم میگم قرار نبود آپ بشم.
ولی خوب یه عده نظر داده بودن که چرا روز پدر مطلبی رو واسه پدرم ننوشتم.
باید در جوابشون بگم : درسته من همه اتفاقا و حرفای خودم رو می نویسم .
ولی دوست داشتم روز پدر حرفامو به بابام بگم . لزومی ندیدم که حرفامو بنویسم .
ولی پدر خوبم دوست دارم خیلی خیلی .
امیدوارم قانع شده باشین.

درسته آدم یه وقتایی دوست داره بنویسه تا خالی بشه ولی خوب با حرف زدن با کسی که دوستش داری
( مخصوصا اگه پدرت و مادرت باشن ) هم من فکر می کنم می تونی احساس سبکی کنی.




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت 20:1 توسط ..:: مریم ::..

از طرف اونی که تنهاست .
تنها اومده ، تنها میره
تنهاش میذارن ، تنها نمی ذاره
تنها یه آرزو داره و اونم اینه که تو تنهاش نذاری .

سلام
من دوباره اومدم .امروز این جمله رو الهام دوستم بهم گفت . حیفم اومد به شما هم نگم .
یه هفته از کلاسامو رفتم . خودم فکر می کنم خیلی مفیده .
مخصوصا معلماش که خیلی عالین . بازم واسم دعا کنید .
راستی یادم رفت بگم خوش به حال اعتکافی ها .من به خاطر کلاسام نرفتم. وگرنه خیلی دلم می خواست برم.
من و دوستم محیا نذر کردیم که سال دیگه حتما بریم .
موفق باشید .
بای



لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه هفتم مرداد 1386ساعت 22:48 توسط ..:: مریم ::..

سلام

من بازم اومدم .حیفم اومد که امروز ننویسم .آخه می دونید که امروز روز مادره .

من خیلی خوشحالم.  صبح که بلند شدم مامانمو بغل کردمو بهش تبریک گفتم.  آخه نمی دونید که من مامانمو چقدر دوست دارم . من و مامانم خیلی  باهم راحتیم . همه حرفامو بهش می زنم. از این بابتم خیلی خوشحالم .

مامانم واسم مثل یه دوست می مونه . دیشب خیلی فکر کردم که چی واسش بخرم .

تا امروز که به این نتیجه رسیدم واسش یه ساعت خوشکل بخرم . دیگه خیلی حرف زدم .

فعلا




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 16:0 توسط ..:: مریم ::..

سلام

نمی خواستم به این زودی آپ شم . ولی این آپم فقط واسه مریمه.

مریم جونم امیدوارم این نوشته هامو بخونی و بفهمی چقدر برام مهمی. من خیلی خیلی برات دعا می کنم حتی قبل از کنکورت هم واست خیلی دعا کردم . ولی مطمئنم که حتما رتبه خوبی میاری .

چون می دونم واقعا تلاش کردی . به عمه و ... هم سلام برسون. امیدوارم فردا بهت خوش بگذره  .

تو رو خدا شما هم واسه مریم من دعا کنید که کنکور رتبه خوبی بیاره .

فعلا




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 23:12 توسط ..:: مریم ::..




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت 16:32 توسط ..:: مریم ::..

به پيش روي من تا چشم ياري مي كند درياست

 

چراغ ساحل آسودگي ها در افق پيداست

 

در اين ساحل كه من افتاده ام خاموش

 

غمم دريا دلم تنهاست




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 15:44 توسط ..:: مریم ::..

سلام

دیروز همان طور که گفتم  دوستام قرار بود بیان خونمون. ولی خوب برای هر کدومشون مشکل به وجود اومدو نیومدند . فقط آیسان و الهه اومدند . یه یک ساعتی شایدم بیشتر باهام بودیم . خوش گذشت  .

امروز با خانواده رفتیم گردش . با خاله ها و دایی ها . خیلی خوش گذروندیم .جای داداشام خیلی خالی بود. دلم واسشون یه ذره شده . تا دو سه روز دیگه میان . خیلی خوشحالم . همین الانم فیلم یانگومو دیدمو و گفتم بیام یه سر به وبم بزنم.

شاید بریم مشهد . از وقتی حرفش شده بریم مشهد نمی دونید چقدر خوشحالم . دل تو دلم نیست که برسم اونجا و ضریح مطهر امام رضا رو ببینم. انقده حرف دارم باهاش بزنم.

فقط دعا کنید که برم . اگه قسمت شد که برم اونجا واسه همه دعا می کنم.




لينك ثابت نوشته شده در جمعه یکم تیر 1386ساعت 22:48 توسط ..:: مریم ::..

 
سلام
 
كامپيوترم انگليسي نمي نويسه .
 
اينو واسه بيمار عاشق  (ايشاالله اسمشو درست نوشته باشم ) گذاشتم.
 
ممنونم . من پاييز رو دوست دارم به خاطر اينكه دلتنگيامو شبيه اون مي دونم . تازه خودمم
 
پاييزي پاييزيم . متولد آذرم .
 
حالا برام مهمه كه شما چرا مي خواي اينو بدوني ؟
 
ممنون از اينكه برام آرزوي موفقيت كردي . منم اميدوارم شما هم موفق باشيد .
 
اگر تنهاترين تنها شوم باز هم خدا هست ...



لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت 17:39 توسط ..:: مریم ::..

 سلام
خيلي خستم. امروز دختر خاله جونم اومده پيشم .
شبم شايد بريم باهم بيرون.
خسته ام . نمي دونم از چي از كي ؟
به يادتون باشه :
عشق يك طرفه بدترين عذابي است كه خدا به آدم ميده .
اين جمله رو نوشتم تا باهم براي همه عاشقاي خسته دل دعا كنيم .
باي



لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت 17:26 توسط ..:: مریم ::..




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت 0:35 توسط ..:: مریم ::..

دوباره شب شد . دوباره دلم گرفته .

مي خوام يكم بنويسم خالي شم. ساعت ۱۲:۱۵ است .

يكم خوابم مياد. گفتم بيام يه سر به وبم بزنمو بعد بخوابم . چند تا از نظرامو چك كردم و به دوتاشونم جواب دادم.

امروز دوباره داشتم فكر مي كردم كه وبمو حذفش كنم .

فردا پنج شنبه است قراره برم خونه خالم بعدازظهرم قراره دوستام بيان خونمون . دختر خالم كه از جونم برام عزيزتره و برام مثل خواهر مي مونه هم قراره بياد .

ايشاالله خوش ميگذره .جاي همتون خالي . آيسانم قراره بياد مگه نه !!!!!

اگه نيومدي كه ديگه هيچي ...

مي خوام يه چند روزه استراحت كنم و بعدش برم سراغ درس .

ما كه به پيام نور راضي نيستم ( قابل توجه بعضي ها ) واسه همين درس مي خونيم واسه يه دانشگاه دولتي خوب . مامانم هميشه ميگه آدم اگه اراده كنه مي تونه.

فقط واسم دعا كنيد. خيلي حرف زدم . ببخشيدا...

فعلا ............




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت 0:16 توسط ..:: مریم ::..

اینم یه عکس از ماه و زهره . ماه و زهره

وای من که از دیدن همچین عکسایی لذت می برم .

چند شب پیش این پدیده اتفاق افتاد .

خیلی خوشکله . یه ماه یه ستاره هم کنارش .

من عاشق نجومم . می خوام اگه شد نجوم بخونم.

فعلا ...




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 23:25 توسط ..:: مریم ::..

امروز دل نمي كنم همش مي خوام حرف بزنم . حالا از هر چي كه شده .

امروز رفتم مدرسمون. آخه كارنامه موقت نمره هارو مي دادند . اين كنكور  هم واسه ما شده يه غول ؟

تازه معدلي هم كه شده ديگه بدتر . امتحانارو سخت مي گيرند بعدش وقتي ميري نمره هاتو مي بيني از

تعجب شاخ در مي آري .

من امروز به خاطر درس حسابانم اعتراض كردم آخه تقريبا يك نمره از چيزي كه خودم انتظار داشتم كمتر

شده بود.

تا حالا كه درس خوندن واسم خيلي جدي نبوده ( در حد خودش ) ولي ايشاالله تابستون مي خوام

درسامو جدي بخونم . داداشم  قراره تو همه درسام كمكم كنه . خدا رو خيلي شاكرم كه همچين

داداش دلسوزي بهم داده . اين چند روزه كه اعصابم به خاطر امتحانام داغون بوده سنگ صبورم سعيد

بوده . الانم خودش دانشگاه است  .رشته مهندسي عمران مي خونه . البته من دو تا داداش دارم كه

يكي شون مهندسي برق مي خونه . هر دو تاشون تو يه دانشگاه هستند .  هر دو تا شون صنعتی

اصفهان می خونند . هردو تاشون گلند .( که البته داداش بزرگم که برق می خونه برای فوق لیسانس

دانشگاه تهران قبول شده .)

حالا معلوم نيست شايد به خاطر درسام  وبمو حذف كنم .ولي فعلا كه برقراره .

باي




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 23:22 توسط ..:: مریم ::..

سلام

من اين جمله دكتر شريعتي رو خيلي دوست دارم :

اگر تنها ترين تنها شوم باز هم خدا هست

 من با اين جمله يه نزديكي خاصي دارم. آره درسته آدم وقتي تنهاي تنها هم بشه باز هم خدا پيششه .

من پيش خداي خودم خيلي احساس نزديكي مي كنم .

واسه همين واسه همتون دعا مي كنم .

شما هم واسه من دعا كنيد .




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 23:7 توسط ..:: مریم ::..

سلام

من دوباره اومدم . آخيش امتحانام تموم شد. ولي يكم سخت بود. آخه امتحاناي امسال ما نهايي بود واسه همين

سخت گرفتند.

دلم براتون تنگ شده بود. دلم خيلي گرفته . فقط يادتون نره كه منو حتما دعا كنيد .حتما حتما .......

حالا يه شعر خوشكل براتون مي نويسم :

خيال آمدنت ديشبم به سر مي زد نيامدي كه ببيني دلم چه پر ميزد

به خواب رفتمو نيلوفري بر آب شكفت خيال روي تو نقشي به چشم تر مي زد

شراب لعل تو مي ديدم و دلم مي خواست هزار وسوسه ام چنگ در جگر مي زد

زهي اميد كه كامي از آن جهان مي جست زهي خيال كه دستي در آن كمر مي زد

دريچه اي به تماشاي باغ وا مي شد دلم چو مرغ گرفتار بال و پر مي زد

تمام شب به خيال تو رفت و مي ديدم كه پشت پرده اشكم سپيده سر مي زد



لينك ثابت نوشته شده در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386ساعت 1:2 توسط ..:: مریم ::..

سلام دوستای گلم

خیلی دلم واستون تنگ میشه . ولی باید برم . من تا چند ماه دیگه آپ نمیشم آخه می خوام به درسام برسم. شما هم حتما منو دعا کنید. ممنونم

بای

این جمله رو همیشه یادتون باشه :

یکی می دونه که دوسش داری

یکی نمی دونه که دوسش داری

بیچاره اونی که فکر می کنه دوسش داری

 




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه سیزدهم فروردین 1386ساعت 2:17 توسط ..:: مریم ::..

سلام

با تاخیر فراوان سال ۱۳۸۶ رو بهتون تبریک میگم . آخه می دونید که چند روز اول عید سر همه

خیلی شلوغه. 




لينك ثابت نوشته شده در شنبه چهارم فروردین 1386ساعت 17:16 توسط ..:: مریم ::..

آخرین آپ سال ۱۳۸۵

سلام

چند ساعت دیگه سال نو میاد  با همه خوشی ها و بدی هاش

منم قراره سال تحویل برم بهشت زهرا

آخه امسال خیلی دلم گرفته . میرم بهشت زهرا پیش داییمو و عموم بلکه یکم آروم بشم .

برای همتون سال خوبی رو آرزو می کنم

من واسه همتون سال تحویل دعا می کنم .

تو رو خدا شما هم منو دعا کنید .




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 20:26 توسط ..:: مریم ::..

باغ ای باغ قشنگ

باغ ای رنگارنگ

 باغ ای مادر گل

کاش می دانستی

تک سواری هم از این باغ گذر خواهد کرد

تک سواری که قدم هایش هراس انگیز است

نام او پاییز است .




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه دهم اسفند 1385ساعت 0:50 توسط ..:: مریم ::..